دومین حضور فرشته آسمونی خدا در سالگرد ازدواجمون
حسنا جون ، پنجمین سالگرد ازدواجمون رو در حالیکه شما 14 ماه و 5 روزت بود جشن گرفتیم ، ما از اینکه خداوند شما رو به ما هدیه داده خیلی خوشحالیم و خداوند رو هزاران مرتبه ممنونینم ، اگرچه شکر خدا رو باز هم نمی تونیم به جا بیاریم
.
عزیزم امسال هم به رسم سالگرد های ازدواجی که من و بابا با هم داشتیم به امازاده صالح (ع) رفتیم البته روز قبل از سالگرد اردواجمون و اونم با خانواده عمه معصومه که خوش گذشت. فرداش که سالگرد ازدواجمون بود سه تایی به پارک آب و آتش رفتیم که خیلی خوش گذشت و بعدم به رستوران تک بناب رفتیم که غذاش خیلی خوب بود و در کل یه شب خیلی عالی رو در کنار هم داشتیم ، خدا رو شکر.

اولش که وارد پارک شدیم خواب بودی.

سریع بیدار شدی و نور فانوس دریایی جذبت کرد و این عکس یادگاریو با هاش گرفتی ، فدای این دختر ناز بشیم الهی 
.

این عکسارو هم روی پل طبیعت گرفتیم که خیلی پل قشنگی بود و قدم زدن روی اون خیلی لذت بخش بود به خصوص اینکه شما هم در کنارمون بودی .


بابا حسن بزار ببینم زیر پل چه خبره؟

اینجا هم داخل رستوران سنتی تک بنابیم ، رستوران ستی رو انتخاب کردیم تا شما هم راحت بشینی و خدایی نکرده از روی صندلی نیفتی.

به به چقدر خوشمزس .

نوش جان همه وجود مامان و بابا.


دومین حضور فرشته آسمونی خدا در سالگرد ازدواجمون
